تبليغاتX
VIEW OF CULTURE
VIEW OF CULTURE

فرهنگ جاودان


جنگ جهانی .قسمت 1

جنگ جهانی اول

پرونده:WW1 TitlePicture For Wikipedia Article.jpg

جنگ جهانی اول (با نام‌های جنگ جهانگیر یکم، نخستین جنگ جهانی، جنگ بزرگ و جنگ برای پایان همه جنگ ها نیز شناخته می‌شود) یک نبرد جهانی بود که از ماه اوت ۱۹۱۴ تا نوامبر ۱۹۱۸ رخ داد. بدون هیچ زمینه کشمکشی، سربازان بسیاری برای جنگ تجهیز شدند و مناطق بسیاری درگیر جنگ شدند. پیش از این، هیچ وقت تلفات جنگی به این اندازه زیاد نبود. سلاحهای شیمیایی برای نخستین بار در این جنگ استفاده شدند، برای نخستین بار، به طور انبوه مناطق غیرنظامی از آسمان بمباران شدند و نیز برای نخستین بار در این سده کشتار غیرنظامیان در سطحی گسترده در طول جنگ رخ داد. این جنگ بخاطر شیوه جنگی سنگری نیز معروف است.

جنگ جهانی اول از مهم‌ترین اتفاقات تاریخ بشر است و به طور مستقیم و غیر مستقیم نقش بزرگی در تعیین تاریخ قرن بیستم داشته‌است. این جنگ پایانی بر نظام‌های سلطنت مطلقه در اروپا را به همراه آورد و باعث انقراض چهار امپراتوری امپراطوری اتریش - مجارستان, آلمان و عثمانی و روسیه تزاری و سلسله‌های هوهنزولرن, هابسبورگ, عثمانی و رمانوف شد. همه این امپراتوری‌ها از زمان جنگ‌های صلیبی بر سر قدرت بودند.

اکثر تاریخ نویسان معتقدند که عدم موفقیت مذاکرات پس از جنگ و «معاهده ورسای» و تحمیل غرامت‌های بسیار به آلمان و دیگر دول شکست خورده باعث رشد فاشیسم در ایتالیا و نازیسم در آلمان و زمینهٔ آغاز جنگ جهانی دوم شد.

این جنگ همچنین کاتالیزوری برای انقلاب روسیه بود که بعدها جهان را تحت تأثیر قرار داد و از چین تا کوبا انقلاب‌های کمونیستی را دامن زد و از طرفی زمینهٔ تبدیل روسیه به یک ابرقدرت جهانی و آغاز جنگ سرد با آمریکا را دربر داشت.

در شرق نابودی امپراتوری عثمانی باعث پیدایش دولت دموکراتیک,سکولار و مدرن جدیدی به نام «ترکیه» شد. در اروپای مرکزی دول جدیدی همچون چکسلواکی و یوگسلاوی زاده شدند و دولت لهستان مجدداً شکل گرفت.

جنگ عظیمی در اروپا بین آلمان، رهبر دول محور، و نیروهای متفقین به رهبری فرانسه و بریتانیا درگرفت. دول محور که عبارت بودند از امپراتوری آلمان به رهبری «قیصر ویلیام دوم» (۱۹۴۱ ـ ۱۸۵۹م)، و امپراتوری اتریش - مجارستان بلغارستان و امپراتوری عثمانی نیز به نفع آنها می‌جنگیدند. آلمان تا آن زمان قوی‌ترین قدرت نظامی جنگ محسوب می‌شد.

تا مدت هاهیچ یک از دو طرف نتوانستند به پیروزی کامل دست یابند و جنگ تا چهار سال بطول انجامید. پیش از پیروزی متفقین حدود ۱۰ میلیون نفر کشته شدند. پس از پایان این جنگ در سال ۱۹۱۹ و در کنفرانسی در پاریس «معاهده ورسای» امضا شد و غرامت‌های بسیار سنگینی بر بازندگان جنگ تحمیل شد.


 


ادامه مطلب

چهارشنبه 7 مرداد1388  توسط سینا و سیاوش  |

 

سعدی جاودان است...

سعدی

پرونده:Saadi sherozi.jpg


ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله مشهور به سعدی شیرازی (حدود ۵۸۵ یا حدود ۶۰۶۶۷۱ یا ۶۹۱ هجری قمری) شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی است. مقامش نزد اهل ادب تا بدانجاست که به وی لقب استاد سخن داده‌اند. آثار معروفش کتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نیز غزلیات وی است.

 زندگی‌نامه

سعدی در شیراز متولد شد. پدرش در دستگاه دیوانی اتابک سعد بن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود.

سعدی هنوز طفل بود که پدرش در گذشت. در دوران کودکی با علاقه زیاد به مکتب می‌رفت و مقدمات علوم را می‌آموخت. هنگام نوجوانی به پژوهش و دین و دانش علاقه فراوانی نشان داد. اوضاع نابسامان ایران در پایان دوران سلطان محمدخوارزمشاه و بخصوص حمله سلطان غیاث الدین، برادر جلال الدین خوارزمشاه به شیراز (سال ۶۲۷) سعدی راکه هوایی جز کسب دانش در سر نداشت برآن داشت دیار خود را ترک نماید. سعدی در حدود ۶۲۰ یا ۶۲۳ قمری از شیراز به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و در آنجا از آموزه‌های امام محمد غزالی بیشترین تأثیر را پذیرفت (سعدی در گلستان غزالی را «امام مرشد» می‌نامد). غیر از نظامیه، سعدی در مجلس درس استادان دیگری از قبیل شهاب‌الدین سهروردی نیز حضور یافت و در عرفان از او تأثیر گرفت. معلم احتمالی دیگر وی در بغداد ابوالفرج بن جوزی (سال درگذشت ۶۳۶) بوده‌است که در هویت اصلی وی بین پژوهندگان (از جمله بین محمد قزوینی و محیط طباطبایی) اختلاف وجود دارد.

پس از پایان تحصیل در بغداد، سعدی به سفرهای متنوعی پرداخت که به بسیاری از این سفرها در آثار خود اشاره کرده‌است. در این که سعدی از چه سرزمین‌هایی دیدن کرده میان پژوهندگان اختلاف نظر وجود دارد و به حکایات خود سعدی هم نمی‌توان چندان اعتماد کرد و به نظر می‌رسد که بعضی از این سفرها داستان‌پردازی باشد (موحد ۱۳۷۴، ص ۵۸)، زیرا بسیاری از آنها پایه نمادین و اخلاقی دارند نه واقعی. مسلم است که شاعر به عراق، شام و حجاز سفر کرده است و شاید از هندوستان، ترکستان، آسیای صغیر، غزنه، آذربایجان، فلسطین، چین، یمن و آفریقای شمالی هم دیدار کرده باشد.

سعدی در حدود ۶۵۵ قمری به شیراز بازگشت و در خانقاه ابوعبدالله بن خفیف مجاور شد. حاکم فارس در این زمان اتابک ابوبکر بن سعد زنگی(۶۲۳-۶۵۸) بود که برای جلوگیری از هجوم مغولان به فارس به آنان خراج می‌داد و یک سال بعد به فتح بغداد به دست مغولان (در ۴ صفر ۶۵۶) به آنان کمک کرد. در دوران ابوبکربن سعدبن زنگی شیراز پناهگاه دانشمندانی شده بود که از دم تیغ تاتار جان سالم بدر برده بودند. در دوران وی سعدی مقامی ارجمند در دربار به دست آورده بود. در آن زمان ولیعهد مظفرالدین ابوبکر به نام سعد بن ابوبکر که تخلص سعدی هم از نام او است به سعدی ارادت بسیار داشت. سعدی به پاس مهربانی‌های شاه سرودن بوستان را در سال ۶۵۵ شروع نمود. و کتاب را در ده باب به نام اتابک ابوبکر بن سعدبن زنگی در قالب مثنوی سرود. هنوز یکسال از تدوین بوستان نگذشته بود که در بهار سال ۶۵۶ دومین اثرش گلستان را بنام ولیعهد سعدبن ابوبکر بن زنگی نگاشت و خود در دیباچه گلستان می‌گوید. هنوز از گلستان بستان یقینی موجود بود که کتاب گلستان تمام شد.

 نظرات درباره تاریخ تولد و وفات

بر اساس تفسیرها و حدس‌هایی که از نوشته‌ها و سروده‌های خود سعدی در گلستان و بوستان می‌زنند، و با توجه به این که سعدی تاریخ پایان نوشته شدن این دو اثر را در خود آنها مشخص کرده‌است، دو حدس اصلی در تاریخ تولد سعدی زده شده‌است. نظر اکثریت مبتنی بر بخشی از دیباچهٔ گلستان است (با شروع «یک شب تأمل ایام گذشته می‌کردم») که بر اساس بیت «ای که پنجاه رفت و در خوابی» و سایر شواهد این حکایت، سعدی را در ۶۵۶ قمری حدوداً پنجاه‌ساله می‌دانند و در نتیجه تولد وی را در حدود ۶۰۶ قمری می‌گیرند. از طرف دیگر، عده‌ای، از جمله محیط طباطبایی در مقالهٔ «نکاتی در سرگذشت سعدی»، بر اساس حکایت مسجد جامع کاشغر از باب پنجم گلستان (با شروع «سالی محمد خوارزمشاه، رحمت الله علیه، با ختا برای مصلحتی صلح اختیار کرد») که به صلح محمد خوارزمشاه که در حدود سال ۶۱۰ بوده‌است اشاره می‌کند و سعدی را در آن تاریخ مشهور می‌نامد، و بیت «بیا ای که عمرت به هفتاد رفت» از اوائل باب نهم بوستان، نتیجه می‌گیرد که سعدی حدود سال ۵۸۵ قمری، یعنی هفتاد سال پیش از نوشتن بوستان در ۶۵۵ قمری، متولد شده‌است. اکثریت محققین (از جمله بدیع‌الزمان فروزانفر در مقالهٔ «سعدی و سهروردی» و عباس اقبال در مقدمه کلیات سعدی) این فرض را که خطاب سعدی در آن بیت بوستان خودش بوده‌است، نپذیرفته‌اند. اشکال بزرگ پذیرش چنین نظری آن است که سن سعدی را در هنگام مرگ به ۱۲۰ سال می‌رساند! حکایت جامع کاشغر نیز توسط فروزانفر و مجتبی مینوی داستان‌پردازی دانسته شده‌است، اما محمد قزوینی نظر مشخصی در این باره صادر نمی‌کند و می‌نویسد «حکایت جامع کاشغر فی‌الواقع لاینحل است». محققین جدیدتر، از جمله ضیاء موحد (موحد ۱۳۷۴، صص ۳۶ تا ۴۲)، کلاً این گونه استدلال در مورد تاریخ تولد سعدی را رد می‌کنند و اعتقاد دارند که شاعران کلاسیک ایران اهل «حدیث نفس» نبوده‌اند بنابراین نمی‌توان درستی هیچ‌یک از این دو تاریخ را تأیید کرد.

وفات سعدی را اکثراً در ۶۹۱ قمری می‌دانند. ولی عده‌ای از جمله سید حسن تقی‌زاده احتمال داده‌اند که سعدی در حدود ۶۷۱ قمری فوت کرده‌است. محمد قزوینی در نامه‌ای به تقی‌زاده می‌نویسد که احتمال ۶۷۱ بسیار قوی است ولی آن را «خرق اجماع مورخین» و «باعث طعن» می‌داند.

 


ادامه مطلب

شنبه 14 دی1387  توسط سینا و سیاوش  |

 

لئو تولستوی

لئو تولستوی



لئو نیکلایویچ تولستوی (به روسی: Лев Никола́евич Толсто́й)، نویسنده و فعال سیاسی اجتماعی روس. زادروز وی (۹ سپتامبر ۱۸۲۸ میلادی) در یاسنایا پالیانا از توابع تولا است. تولستوی در روز (۲۰ نوامبر۱۹۱۰ میلادی) درگذشت و در زادگاه خویش به خاک سپرده شد. تولستوی یکی از مشهورترین نویسندگان و بزرگ‌ترین شخصیت‌های تاریخ روسیه می‌باشد. رمان‌های جنگ و صلح و آنا کارنینا جایگاه او را در بالاترین رده ادبیات داستانی جهان تثبیت کرده‌اند. لئو نیکلایوویچ تولستوی به‌حدی در کشورش مشهور و محبوب است که اخیرأ سکه طلای یادبودی به‌احترام وی ضرب شده‌است


زندگی نامه

لئو نیکلایوویچ در خانواده‌ای بسیار قدیمی و اشرافی در یاسنایا پالیانا در ۱۶۰ کیلومتری جنوب مسکو زاده شد. مادرش را در دو سالگی و پدرش را در ۹ سالگی از دست داد و پس از آن تحت تکفل عمه‌اش قرار گرفت. او در سال (۱۸۸۴ میلادی) در رشته زبان‌های شرقی در دانشگاه قازان ثبت نام کرد و پس از سه سال، در تاریخ (۱۸۴۶ میلادی) تغییر رشته داده و خود را به‌دانشکده حقوق منتقل نمود تا با کسب دانش ِ وکالت به‌وضعیت نابسامان ۳۵۰ نفر کشاورز روزمزد که پس از مرگ پدر و مادرش به‌او انتقال یافته بودند، رسیدگی و با اصلاحات اراضی خود به شرایط رنج‌آور اجتماعی آنان خاتمه دهد.

   سال‌های پایانی

علاوه بر تضییقات حکومت، سخت گیری‌های پلیس تزاری و ضبط پیش‌نویس‌ رمان‌هایش در سال (۱۹۰۸ میلادی)، مشکلات خانوادگی هم مزید بر آن شد. تولستوی در آخرین روزهای حیات خود به‌اتفاق پزشک ِ خانوادگی و دختر کوچکش، همسر خود را ترک و به‌سوی جنوب روسیه مسافرت نمود. این، آخرین سفر تولستوی در تاریخ (هفتم نوامبر ۱۹۱۰ میلادی) در ایستگاه راه آهن آستاپوفو به‌پایان رسید. دو روز بعد در زادگاهش به‌خاک سپرده شد.

  آثار تولستوی

....

 


ادامه مطلب

پنجشنبه 18 مهر1387  توسط سینا و سیاوش  |

 

ویکتور هوگو و شکسپیر .دو رمان نویس معروف...

ویکتور هوگو

تصویر:Victor Hugo.jpg

ویکتور ماری هوگو (۲۶ فوریه، ۱۸۰۲ - ۲۲ مه، ۱۸۸۵) رمان‌نویس، شاعر، و هنرمند فرانسوی.

ویکتور هوگو مهم‌ترین نویسنده رمانتیک جهان به حساب می‌آید. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به بینوایان، گوژپشت نتردام و مقدار زیادی مجموعه شعر اشاره کرد. وی هم‌چنین چندین نمایش‌نامه نوشته‌است.

هوگو در ۲۲ مه ۱۸۸۵ در پاریس درگذشت. آرامگاه وی در پانتئون نزدیک پارک لوگزامبورگ است.

 شعرهای هوگو

۱. اغانی جدید
۲. اعانی و قصاید
۳. شرقی‌ها
۴. برگ‌های خزان
۵. نغمات شفق
۶. صداهای درونی
۷. پرتوها و سایه‌ها
۸. کیفرها
۹. سیر و سیاحت

 ....

 رمان‌های هوگو

۱. بوگژارگال

.۲. هان دیسلند
۳. آخرین روز یک محکوم
۴. نتردام دو پاری یا گوژپشت نتردام
۵. کلود گدا

 

ویلیام شکسپیر

ویلیام شکسپیر (به انگلیسی: William Shakespeare) ‏ (۱۵۶۴-۱۶۱۶) شاعر و نمایشنامه‌نویس انگلیسی که وی را بزرگ‌ترین نویسنده در زبان انگلیسی دانسته‌اند. 

 مرگ

ویلیام شکسپیر در ۲۳ آوریل ۱۶۱۶ درگذشت.

 مهم ترین آثار

 


ادامه مطلب

دوشنبه 8 مهر1387  توسط سینا و سیاوش  |

 

گیتار و سبک های مختلف اّن ...همراه نوازنده های معروف اّن

گیتار

تصویر:AcousticGuitar.jpg

انواع گیتار

از نظر نحوه تقویت صدا گیتارها به دو دسته بزرگ گیتار آکوستیک و گیتار برقی و چند دسته کوچک‌تر تقسیم می‌شوند.

  • گیتار آکوستیک گیتاری است که وسیله‌ای جز بدنه آن صدای سیم‌ها را تقویت نمی‌کند.
    • گیتار کلاسیک
    • گیتار موسیقی محلی یا گیتار فولادی که سیم‌های فولادی دارد.
    • گیتار فلامنکو
    • گیتار آکوستیک جاز
  • گیتار برقی
    • گیتار برقی جاز

 

گیتار الکتریک

 

تصویر:Squier Stratocaster.jpg

 

گیتار برقی یا گیتار الکتریک نوعی گیتار است که صدای آن به وسیله تقویت کننده‌ای الکتریکی تشدید و یا تغییر می‌یابد.

 پیشینه

ایده پیدایش گیتارهای الکتریکی از آنجا آغاز شد که در همنوازی‌ها‌ صدای گیتار آکوستیک در بین صدای سازهای دیگر مانند بیس و درام گم بود و به وضوح شنیده نمی‌شد. در نتیجه در صدد آن برآمدند تا صدای گیتار را تقویت کنند، و بهترین راه برای این کار استفاده از علم الکترونیک بود...!

 

 اجزا

 
تصویر:Electric guitar parts.jpg
 
  • ۱. سردسته (Head Stock): قسمت بالایی گیتار که سیم‌ها در آنجا تنظیم می‌شوند.
  • ۲. خرک بالا
  • ۳. پیچ‌های کوک یا گوشی‌ها (Tuning Switch): پیچ‌هایی که بر روی دسته گیتار قرار گرفته‌اند و با آن می‌توان گیتار را کوک کرد.
  • ۴. پرده‌نما یا دستان (Fret): قطعه‌های فلزی که بر روی دسته گیتار قرار دارد و پرده‌های موسیقی را از هم جدا می‌کند.
  • ۵. تنظیم کننده دسته (truss rod): برای تنظیم و تثبیت دسته
  • ۶. علامت‌های روی دسته
  • ۷. دسته (Neck): قسمت بلند و باریک گیتار است که جای انگشت‌گذاری نوازنده برای انتخاب نت‌ها است. این بخش بین بدنه و سر دسته گیتار قرار دارد.
  • ۸. اتصال دسته به بدنه
  • ۹. بدنه: قسمت اصلی گیتار است که به دسته متصل شده و برخلاف گیتار آکوستیک معمولاً توخالی نیست و بخش‌هایی مانند پیک‌آپ و خرک بر روی آن قرار دارد.
  • ۱۰. زخمه‌گاه (Pick up): یک سیم پیچ مغناطیسی است که بر روی بدنه گیتار و زیر سیم‌ها قرار دارد و وقتی سیم‌ها بر اثر زخمه زدن مرتعش می‌شوند تحت تأثیر میدان مغناطیسی پیک‌آپ قرار می‌گیرند و این تحریک به آمپلیفایر فرستاده می‌شود و سپس آنجا تقویت می‌شود.
  • ۱۱. کنترل صدا و تن: پیچ‌هایی که بر روی بدنه گیتار قرار گرفته‌اند و می‌توانند صدا و تن گیتار را تغییر دهند.
  • ۱۲. کلید زخمه‌گاه (Pick up Switch): یک تعویض کننده که بر روی بدنه گیتار قرار گرفته و برای تعویض پیک‌آپ و تغییر دادن تُن و صدا بکار می‌رود.
  • ۱۳. لرزانه (Tremolo): میله‌ای که روی بعضی گیتارها قرار دارد و به خرک متصل شده. با حرکت دادن آن به بالا و پایین خرک حرکت می‌کند و باعث زیر و بم شدن صدا می‌شود. به آن اصطلاحا دسته ویبراتو (Vibrato) نیز گفته می‌شود (در این تصویر نیست.)
  • ۱۴. خرک (Bridge): ناحیه‌ای است بر روی گیتار که سیم‌های گیتار بر روی آن قرار می‌گیرند.
  • ۱۵. محافظ مضراب: صفحه‌ای است که از زخمی شدن بدنه به‌وسیله مضراب جلوگیری می‌کند.

 

فلامنکو

 

تصویر:FlamencoSevilla.jpg

 

فلامنکو سبکی از آواز، موسیقی و رقص اسپانیا است.این نوع موسیقی تحت تأثیر سبک‌ها و فرهنگ‌های مختلف به شکل امروزی در آمده. و می‌توان به جرات گفت که بیشترین تأثیر خود را از کولی‌های اسپانیا گرفته‌است.در شکل گیری و تکامل این سبک نمی‌توان از تأثیر گذاری موسیقی مورها و مسلمانان شمال آفریقا و حتی موسیقی عربی و ایرانی چشم پوشی کرد.

فلامنکو در حقیقت از ۳ قسمت : رقص فلامنکو، آواز فلامنکو و موسیقی فلامنکو تشکیل شده.

نوازنده ی معروف فلامنکو

 

پاکو پنیا 

 

پاکو پنیا (فرانسیسکو پنیا پِرِز) زاده ۱۹۴۲ در کوردوبا، اسپانیا، از گیتاریست‌های نامدار فلامنکو است. وی که یکی از نادرترین حرفه‌ای‌های گیتار فلامنکو است وقتی که بسیار جوان بود در لندن اقامت داشت و از آنجا به تمام دنیا سفر کرد هم به عنوان گیتاریست کنسرت و هم به عنوان برگزار کننده نمایشهای فلامنکو، او گاه گاهی به کشورهای مختلف سفرهایی را انجام می‌داد. او همچنین یک مدرک تحصیلی در گیتار فلامنکو از هنرستان موسیقی روتردام ایجاد کرد که بر اساس پنج واحد درسی است که این رشته هیچ مشابهی در اسپانیا ندارد او این دروس را خودش اداره می‌کند در سفرهای دوره‌ای که در آنها مطالب درسی را آن طور که مناسب می‌بیند آموزش می‌دهد. قبل از آن او در سال ۱۹۸۰ جشنواره جهانی گیتار را در کوردوبا ایجاد کرد که بعدها بسیار اهمیت یافت. وی در سال ۱۹۸۳ جایزه Ramón Montoya را برای بهترین نوازنده گیتار کنسرت دریافت کرد به عنوان آهنگساز او تقریباً تمامی آهنگهایی را که می‌نوازد خودش می‌سازد. از آهنگهایش می‌توان به یک قطعه گروهی فلامنکو اشاره کرد که با همراهی نوازنده‌های فلامنکو و گروه کر انگلیسی سن مارتین اجرا شده است اشاره کرد.

 

راک

گونه‌ای موسیقی عامه‌پسند که در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی در امریکا با نام راک اند رول شکل گرفت و از نظر تأثیرات اجتماعی و گستردگی شنوندگانش در بین انواع موسیقی بی‌همتا است. نام راک کوتاه شده عبارت راک اند رول است .


 

نوازنده ی معروف گیتار الکتریک

 

کارلوس سانتانا

 

تصویر:Msm-santana-essential.jpg

 

 

کارلوس آگوستو آلوس سانتانا (به اسپانیایی: Carlos Santana) (زاده ۲۰ ژوئیه ۱۹۴۷) نوازندهٔ گیتار و گیتار الکتریک مکزیکی است که در طی بیش از سه دهه فعالیت در عرصهٔ موسیقی جوایز معتبر زیادی به دست آورده‌است.

 زندگی‌نامه

کارلوس سانتانا در «آتلان دو ناوارو»*[1] در «جالیسکو»ی مکزیک به دنیا آمد. که اکنون یک خیابان و یک میدان در این شهر به نام سانتانا است. کارلوس صاحب دو برادر به نامهای آنتونیو و خورخه و نیز چهار خواهر به نام‌های لورا، ایرما، لتیسیا و ماریا است.

پدر کارلوس، ژوژه سانتانا، نوازندهٔ ویولن بود. کارلوس نیز نوازندگی ویولن را از پدر آموخت. کارلوس در ۸ سالگی تحت تأثیر تران هنرمندان بلو از قبیل بی. بی. کینگ، جان لی هوکر و تی-بون واکر که از رادیو امریکا پخش می‌شد، به گیتار روی آورد.

 

 


تقدیم به همه ی اهالی موسیقی خوصوصا اهالی موسیقی گیتار...


ادامه مطلب

پنجشنبه 14 شهریور1387  توسط سینا و سیاوش  |

 

سینما

سینما

تصویر:Fratelli Lumiere.jpg

 

سینما شاخه‌ای از هنر است که در آن یک داستان به وسیله دنباله‌ای از تصاویر متحرک (فیلم) نمایش داده می‌شود. یک نمایش‌ سینمایی که فیلم سینمایی نامیده می‌شود، از عناصر تصویر (به صورت مجموعه‌ای از فریم‌ها) و صدا (گفتگو، صدا و موسیقی) تشکیل شده‌است. یک فیلم بر اساس فیلمنامه یا سناریو و توسط مجموعه‌ای از بازیگر‌ها، کارگردان، فیلم‌بردار و ... ساخته می‌شود. سینما جدیدترین شاخه هنر، معروف به هنر هفتم است که امروزه یکی از عمومی‌ترین و محبوب‌ترین تولیدات هنری را ارایه می‌کند.

 تاریخچه

 

 

برادران لومیر در سال ۱۸۹۵ دوربین سینماتوگراف را اختراع کردند. هرچند نمی‌توان این دو برادر فرانسوی را یگانه افرادی دانست که به پیدایش هنر سینما کمک کردند. پیدایش سینما و فن فیلمبرداری خود مرهون پیشرفت‌های بسیار زیادی هم در عرصهُ تکامل نگاتیو بود و هم تکامل دستگاه‌های اولیه عکاسی. بطوریکه نمی‌توان قاطعانه از یک نفر به‌عنوان مخترع سینما نام برد. دستگاه‌هایی همچون کینتوسکوپ، ویتاسکوپ و بایوسکوپ همگی در پیدایش دستگاه سینماتوگراف موثر بوده‌اند.

.

سینمای ایران

 

نخستین دوربین فیلم‌برداری در زمان مظفرالدین‌شاه به ایران آمد. نخستین فیلم صدادار فارسی، فیلم دختر لر بود که در سال ۱۳۱۷ خورشیدی توسط عبدالحسین سپنتا ساخته شد.

ورود نخستین دستگاه سینماتوگراف به ایران در سال ۱۲۷۹ هجری خورشیدی توسط مظفرالدین شاه سر آغازی برای سینمای ایران به حساب می‌آید، هر چند ساخت اولین سالن سینمای عمومی تا سال ۱۲۹۱ اتفاق نیفتاد. تا سال ۱۳۰۸ هیچ فیلم ایرانی ساخته نشد و اندک سینماهای تاسیس شده به نمایش فیلم‌های غربی که در مواردی زیر نویس فارسی داشتند می‌پرداختند. نخستین فیلم بلند سینمایی ایران به نام «آبی و رابی» در سال ۱۳۰۸ توسط آوانس اوگانیانس، با فیلمبرداری خان بابا معتضدی ساخته شد.

 سینمای پس از انقلاب

بعد از انقلاب طی سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ بدلیل نبودن ضوابط تدوین شده فیلمسازی، سینمای ایران تقریبا در وضعیتی نابسامانی بسر می‌برد. پس از سال ۱۳۶۲ با تدوین ضوابط فیلمسازی که با توجه به شرایط پس از انقلاب تنظیم شده بود، عناصری چون خشونت و سکس را اجباراً از سینمای ایران خارج ساخت و از طرف دیگر به دلیل مصادره بسیاری از سینماها و شرکت‌های تولید فیلم و اعمال نظارت دولتی بر آنها به طور غیر مستقیم نقش عامل سودآوری در سینما کمرنگ تر شد. 

 

سینمای آمریکا

 

تصویر:Great train robbery.jpg

سینمای آمریکا علی رغم این که گاهی اوقات به هالیوود نسبت داده می‌شود، تنها به صنعت فیلم در آمریکا اشاره ندارد. از زمینه‌های دیگر می‌توان به فیلم‌های مستند، علمی و... اشاره کرد. همانطور که موسیقی آمریکا در دنیا معروف می‌باشد، سینمای آمریکا هم تائیر به سزایی در سینمای جهان در قرن بیستم داشته‌است. تاریخچه سینمای آمریکا را می‌توان به چهار دوره تقسیم نمود:

 تاریخچه

پیداش سینمای آمریکا

تولد سینما را تا حد زیادی می‌توان به آمریکا نسبت داد. اولین انیمیشن سینمایی توسط ادوارد مای‌بریج ساخته شد که تصویر یک اسب در حال دویدن

بود.

توماس آلوا ادیسون هم یکی از اولین تولیدکنندگان سینما بود که دستگاه جنبش نما را اختراع کرد.

 

 پیدایش هالیوود

در سال ۱۹۱۰ کارگردان د. و. گریفیث از طرف شرکت بیوگرافی همراه با گروه بازیگرانش به سواحل فرستاده شدند. آنها شروع به ساختن فیلمی در محلی نزدیک لوس آنجلس کردند. این شرکت ترجیح داد تا فیلم‌های دیگری هم در آن مکان و مناطق نزدیک به آن بسازد، آن محل را هالیوود نامیدند.

چندی بعد آنجا پیشرفت کرد و استودیوهای زیادی در آنجا ساخته شد. تا قبل از جنگ جهانی اول فیلم‌های زیادی در شهرهای مختلف آمریکا ساخته می‌شد اما کارگردانان بیشتر به طرف جنوب کالیفرنیا جذب می‌شدند.

 اشخاص برجسته در سینمای آمریکا

 کارگردانان

 بازیگران

 

بالیوود

تصویر:Delhicinema (92).JPG

بالیوود (به زبان هندی: बॉलीवुड، به اردو: بالی ود، و به انگلیسی Bollywood)، نام غیررسمی صنعت فیلمسازی سینمای هند است.

بر خلاف هالیوود بالیوود یک مکان واحد فیزیکی ندارد و در حقیقت نام یک شرکت فیلمسازی در شهر مومبای (بمبئی سابق) است، اما به تمام سینمای هند اطلاق می شود.

 

اگر خواستار اشنایی بیشتر با سینما و عوامل دیگر ان دارید ادامه ی مطالب می تواند بیشتر به شما کمک کند.

 


ادامه مطلب

دوشنبه 28 مرداد1387  توسط سینا و سیاوش  |

 

دانشمندان و فلسفه دانان معروف جهان

رنه دکارت

تصویر:Frans Hals - Portret van René Descartes.jpg

 

رِنه دِکارْت (Rene Descartes) (زادهٔ ۱۵۹۶ در لاهه - درگذشتهٔ ۱۶۵۰). ریاضی‌دان و فیلسوف فرانسوی.

 

زندگی

رنه دکارت( Rene Decartes)، فیلسوف، ریاضیدان و فیزیکدان بزرگ عصر رنسانس در روز 31 ماه مارس 1596 میلادی، در شهرک لاهه از ایالت تورنِ(Touraine) فرانسه متولد شد. مادرش در سیزده ماهگی وی درگذشت و پدرش قاضی و مستشار پارلمان انگلستان بود.

 

هیپاتیا

 

تولد:۳۷۰

مرگ:۴۱۵

هیپاتیای اسکندرانی زنی یونانی که به عنوان نخستین زن برجستهٔ‌ ریاضی‌دان شناخته می‌شود. او استاد فلسفه دانشگاه اسکندریه بود و در علم نجوم تبحر داشت. وی در دوران حکومت روم بر مصر در اسکندریه زندگی می‌کرد و به دست مسیحیان و با تحریک کلیسا به اتهام جادوگری کشته شد.

 

بلز پاسکال

 

تولد ۱۹ ژوئن ۱۶۲۳
کلرمون فران فرانسه
مرگ ۱۹ اوت ۱۶۶۲
پاریس، فرانسه

 

بلز پاسکال (به فرانسوی: Blaise Pascal) ‏ (۱۶۶۲ - ۱۶۲۳) ریاضی‌دان، فیزیکدان و فیلسوف فرانسوی که در سال‌های پایان عمر کوتاه‌اش به الهیات روی آورد.

 

لودویگ ویتگنشتاین

 

تصویر:Wittgenstein2.jpg

 

لودویگ یوزف یوهان ویتگنشتاین (به آلمانی: Ludwig Josef Johann Wittgenstein) (تولد ۲۶ آوریل ۱۸۸۹ در وین اتریش و مرگ ۲۹ آوریل ۱۹۵۱ در کمبریج انگلستان) فيلسوف اتریشی قرن بيستم که باب‌های زیادی را در فلسفه گشود، مهم‌ترین آنها فلسفه ریاضی، فلسفه زبان، فلسفه ذهن است

 

آیزاک نیوتن

زادهٔ ۴ ژانویه٬ ۱۶۴۳
انگلستان
درگذشتهٔ ۳۱ مارس ٬۱۷۲۷
لندن٬ انگلستان
ملیت انگلیسی

 

سِر آیزاک نیوتن (۲۵ دسامبر ۱۶۴۲۳۱ مارس ۱۷۲۷) فیزیک‌دان، ریاضی‌دان، فیلسوف و کیمیاگر شهروند انگلستان بوده است [1]. وی در سال ۱۶۸۷ میلادی شاهکار خود «اصول ریاضی فلسفه طبیعی» را به نگارش درآورد. در این کتاب او مفهوم گرانش عمومی را مطرح ساخت و با تشریح قوانین حرکت اجسام، علم مکانیک کلاسیک را پایه گذاشت. از دیگر کارهای مهم او بنیان‌گذاری حساب دیفرانسیل و انتگرال است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب

جمعه 18 مرداد1387  توسط سینا و سیاوش  |

 

موسیقی ایرانی.

 

تصویر:Hasht-Behesht Palace kamancheh.jpg

 

موسیقی ایران، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از صدها سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دل‌نشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌ است امروز در دسترس است.

ردیف

موسیقی امروز ایران از دوره آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازنده تار دوره ناصرالدین شاه) باقی مانده‌است که توسط آقا غلامحسین (برادر آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نامهای میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی ملی ایران امروزه در دست است، بداهه‌نوازی این دو استاد می‌باشد که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود.

 

تصویر:AghaHosseingholiAghaAliakbar.jpg

 

دستگاه

هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالیی از پرده‌های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده‌است و معمولاً بدین شیوه ارایه می‌شود که از درآمد دستگاه آغاز می‌کنند، به گوشه اوج یا مخالف دستگاه در میانه ارایه کار می‌رسند،

 

 آواز

 

آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آنرا دستگاه فرعی نامید. آواز از نظرفواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم ،دارای نت شاهد و ایست ((ر)) می‌باشد.

 

 موسیقی سنتی ایرانی

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» (خنیای باستانی ایرانی) حروف نویسی خالص کلمات ایرانی است که ترجمه آن عبارتند است از«موسیقی ایران باستان» و یا بعبارت دیگر «موسیقی سنتی ایران» است.

 سازها

و دیگر چیز ها که می توانید در ادامه ی مطلب ببینید .ادامه ی مطلب شما را با موسیقی ایرانی بیشتر اشنا می کند...

 

 


ادامه مطلب

شنبه 12 مرداد1387  توسط سینا و سیاوش  |

 

فرهنگ ایرانی و زبان فارسی

تصویر:Mehmooni2.jpg

 

 

 

فرهنگ مجموعه‌ای از باورها و رفتارهای گروه‌های انسانی است.

 

فرهنگ ایرانی ریشه در تاریخ دارد. عوامل اصلی شکل گرفتن فرهنگ ایران را می‌توان در امپراتوری پارس‌ها (هخامنشیان)، دوران ساسانیان، سلطه اعراب، حملات مغول و دوران صفوی جستجو کرد. برای شناخت فرهنگ ایران باید به کشورهای مستقلی که در پیرامون ایران هستند نیز نگریست. افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و حتی ارمنستان و گرجستان و همچنین کردهای عراق و ترکیه و پاکستان همگی کم یا زیاد گوشه‌ای از فرهنگ ایران را به ارث برده‌اند. حتی سرود ملی پاکستان به زبان پارسی است.

 

در مجموع می‌توان عناصر فرهنگ ایرانی را که فراتر از مرزهای جمهوری اسلامی ایران است را به اختصار چنین برشمرد: ۱- زبان پارسی که از شاخصه‌های اصلی فرهنگ ایرانی است. ۲- اعیاد ملی از جمله نوروز و شب یلدا و تقویم هجری شمسی ۳-مذهب تشیع و شاخه‌های مختلف آن ۴- دین‌ها و آیین‌های زرتشتی، مهرپرستی و بهائی ۵- هنر ایرانی (ادبیات و شعر پارسی، معماری ایرانی و غذای ایرانی)، ۶-فرهنگهای کردی وآذربایجانی

 افتخارات و امتیازات فرهنگی

فرهنگ ایرانی با داشتن سنن مخصوص خود همچون تقویم خورشیدی خاص خود، از بسیاری از فرهنگهای دیگر مجزا می‌شود. در حالی که تقریباً همه کشورهای دنیا از یکی از سه تقویم میلادی (خورشیدی)، هجری قمری (بر اساس ماه)و تقویم چینی (بر اساس ماه) استفاده می‌کنند، تقویم ایرانی به عنوان یکی از دقیق ترین این تقویم‌ها با داشتن نقطه شروع بسیار دلپذیر (آغاز بهار) از نقاط برجسته فرهنگی ایران می‌باشد.

ایرانیان چندین بار با تأثیر گذاشتن بسیار بر روی قوم مهاجم قدرت فرهنگ خود را به رخ قوم مهاجم کشانده‌اند. تأثیر شدید فرهنگ ایرانی بر اعراب و به وجود آمدن مذهب شیعه و تأثیر بسیار بر قوم بدوی مغول انکار ناپذیر است. ایرانیان صاحب دومین زن وزیر در جهان بوده....


مبادله و تهاجم فرهنگی چه معنایی دارد؟...

مبادله فرهنگی انتقال معانی فرهنگی به طور ارادی و گاه با برنامه‌ریزی فرهنگی‌است؛ چنان که هر نظام فرهنگی عناصری از فرهنگ‌های دیگر را می‌پذیرد. این مبادله، در حوزه‌هایی انجام می‌پذیرد که هر نظام فرهنگی آن را مجاز می‌شمارد. این انتقال فرهنگ، دوطرفه است؛   تهاجُم فَرهَنگی به معنی انتقال معانی میان نظام‌های فرهنگی بدون رضایت دوطرفه است. به عبارت دیگر، اگر یک نظام فرهنگی، ارزش‌های خود را با استفاده از قدرت بر نظام دیگری تحمیل کند، تهاجم فرهنگی صورت می‌گیرد

زبان های ایرانی غربی...

 

 

پارسی باستان....

زبان پارسی باستان نیای زبان فارسی امروزی‌است و در تقسیم‌بندی زبان‌شناختی یکی از زبان‌های شاخهٔ غربی زبان‌های ایرانی باستان محسوب می‌شود. پارسی باستان چنان که از نامش بر می‌آید زبان قدیم پارسیان بودی و بسیاری از کتیبه‌های شاهان هخامنشی به این زبان نوشته شده‌است. پارسی باستان با زبان اوستایی و به تبع آن زبان سنسکریت خویشاوندی نزدیکی می‌دارد.

 آثار به این زبان

آثار به‌جا مانده از این زبان به خط میخی هخامنشی‌است که از قرن ششم تا قرن چهارم پیش از میلاد تحریر شده‌اند. البته یک نمونه کتیبه هم در نقش رستم یافت شده‌است که به نظر می‌آید به زبان پارسی باستان است ولیکن به خط آرامی نوشته شده‌است و احتمال می‌رود که بعد از دورهٔ هخامنشی تحریر شده باشد. تنها چند واژه از آن تا کنون خوانده شده‌است.

یلاد نمایی از دستور زبان

در این زبان سه جنس مذکر و مؤنث و خنثی و سه شمار، مفرد و مثنی و جمع هست و کلمه با توجه به نقش نحوی آن صرف می‌شود.

پارسی میانه

زبان پارسی میانه یکی از زبان‌های ایرانی میانهٔ غربی‌است که بنا به تعریف از اوایل دوران اشکانی تا صدر اسلام رواج می‌داشته‌است. خاستگاه این زبان که فرزند پارسی باستان به حساب می‌آید پارس بود. در دوران اشکانیان پارسی میانه زبانی محلی بود و از پهلوی اشکانی تأثیر زیادی پذیرفت تا اینکه در زمان ساسانیان زبان رسمی شاهنشاهی شد. کتیبه‌ها و اسناد ساسانیان و بسیاری از کتاب‌ها به این زبان نوشته می‌شد. با بر افتادن ساسانیان و تا چند سده پس از اسلام همچنان تولید اثر به این زبان ادامه داشت. گرچه عملاً زبانی نیم‌مرده محسوب می‌شد.

 

 پهلوی در مقابل پارسی میانه

زبان پارسی میانه را در متون کهن پارسی نو پهلوی خوانده‌اند. این نام‌گذاری چندان دقیق نیست. کلمهٔ پهلوی به معنی منتسب به پهلو است که خود صورتی از واژهٔ پارت است. از میان زبان‌های ایرانی میانه که در ایران رواجی کمابیش می‌داشته‌اند پس از پارسی میانه (که نزد خود گویشوران آن زبان پارسی خوانده می‌شد) زبان پهلوانی که آن را گاه پهلوی اشکانی می‌خوانند شهرت بیشتری می‌داشته‌است. یعنی در زمان ساسانیان زبان پارسیگ (=پارسی میانه) در تقابل با پهلوانیگ/پهلویگ (=زبان پارتی) مطرح بود. با رواج پارسی نو (پارسی دری) پارسی برای اشاره به پارسی دری به کار می‌رفت، .

 

فارسی

فارسی عربی شدهٔ پارسی، (که پارسی دری و دری نیز نامیده می‌شود.) زبانی است که در کشورهای ایران، افغانستان ، تاجیکستان و ازبکستان به آن سخن می‌گویند (برخی زبان پارسی در تاجیکستان، ازبکستان و چین را پارسی تاجیکی می‌نامند.

 

 

 پیشینهٔ زبان پارسی

پارسی زبانی هندواروپایی از شاخهٔ هندوایرانی و زیرشاخهٔ زبان‌های ایرانی است. پیشینهٔ کهن پارسی نو به ایرانی باستان باز می‌گردد. از ایرانی باستان، زبان‌های

پدید آمدند...

حکمت درختی است که ریشه اش در قلب و میوه اش در زبان است..

 

نگاهی عمیق تر  به زبان باستان و میانه

 

زبان مادی

زبان مادی زبان مادها بوده است. از این زبان نوشته‌ای در دست نیست و فقط تعدادی واژه در نوشته‌های پارسی باستان و یونانی به جا مانده‌‌اند.از آن جمله‌اند:

wazarka:بزرگ،zba:اعلام کردن،asan:سنگ،miora:مهر.

از زبان‌های ایرانی باستان چهار زبان آن شناخته شده است: مادی، سکایی، اوستایی و پارسی باستان. از زبان مادی و سکایی که یکی در غرب ایران و منطقه فرمان روایی ماد و دیگری در شمال، از مرزهای چین تا دریای سیاه، از جمله بین اقوام پارت و ساکنان سغد، رایج بوده، تنها کلمات و عباراتی درآثار دیگران برجای مانده است.   

جیمزدارمستتر معتقد است زبان مادها با زبان اوستا مطابق بوده و بی شك زبان تكلمی آنان آریایی بوده است و هم چنین با زبان پارسی ها نیز قرابت و نزدیكی داشته. استرابون معتقد است كه زبان مادها به زبان پارسیان، آریاییان، باختریان و سغدیان شباهت داشته.

 خط‌ و كتابت‌ مادها

آگاهی در مورد خط‌ و كتابت‌ مادها و اطلاعات‌ درباره‌ فرهنگ‌ آنان‌ كم است‌. در هزاره‌ی‌ اول‌ پیش‌ از میلاد خط‌ و كتابت‌ در سرزمین‌ ماد وجود داشته‌ است‌. فرمان‌ معروفی‌ در دست‌ است‌ كه‌ درسده‌ نهم‌ یا هشتم‌ پیش‌ از میلاد از طرف‌ شاهك‌ آبدادانا خطاب‌ به‌ مردی‌ آشوری‌ به‌ زبان‌ اكدی‌ صادر شده‌ و موضوع‌ آن‌ هبه ی اموال‌ و دادن‌ تسهیلات‌ است‌.

 

 

پارت

پارت. پارث. پَرثَوَ. یکی از ساتراپ‌نشین‌های هخامنشی بود که در محدوده‌ای از منطقهٔ خراسان کنونی قرار داشت.

اگر می خواهید بیشتر درباره ی زبان باستان و میانه بدانید" مطالبی بیشتری در این باره در ادامه مطلب وجود دارد...

 

 


ادامه مطلب

دوشنبه 31 تیر1387  توسط سینا و سیاوش  |

 

نگاهی به موسیقی کلاسیک

"Concerto I" Print

واژه کلاسیک و کلاسیسیسم، معمولاً به یک دوره از موسیقی اطلاق شده‌است اما اغلب با معانی مختلف، در اصل عنوان سبک یک دوره خاص یا سبک مشخصی از موسیقی نیست. ولی از سوی دیگر، واژه کلاسیک بر پدیده‌ای اطلاق می‌شود که می‌تواند در اکثر دوره‌های مختلف تاریخ موسیقی با کار برود و تکرار شود. مثلاً آوازهای شوبرت در آلمان نسبت به قرن نوزدهم نمونه کلاسیک به شمار می‌آید در حالی که شوبرت از نظر تاریخی آهنگساز دوره رمانتیک محسوب می‌شود و افکار و عقایدش نیز رمانتیک است. بنابراین معنی واژه کلاسیک در ارتباط با یک قطعه مشخص یا اصولاً مقوله آهنگسازی می‌تواند کاملاً با معنی آن در رابطه با سبک یک دوره از تاریخ موسیقی متفاوت باشد. با چنین برداشت مشابهی می‌توان گفت که پالسترینا (آهنگساز قرن شانزدهم) قرن‌ها به عنوان نمونه کلاسیک موسیقی کلیسایی مد نظر قرار داشته و آثارش مدل اصیلی برای دیگر آهنگسازان بوده‌است.

واژه کلاسیک در موارد استعمال کلی آن، هنگامی مفهوم بهتر و مفیدتر خواهد داشت که در ارتباط با نوع به خصوصی از آثار موسیقیایی (مانند نمونه‌هایی که از شوبرت و پالسترینا ذکر شد) قرار گیرد. در این مفهوم می‌توان بتهون را استاد کلاسیک در خلق سمفونی، سونات پیانو، کوارتت زهی محسوب کرد. بدون این که هیچ قضاوتی راجع به موقعیتش در تاریخ سبک‌های موسیقی انجام گیرد. فرق میان کلاسیک به عنوان یک راه حل قاطع و استوار برای مسئله نقش خلاق در یک اثر هنری یا مقوله آهنگسازی از یک طرف و به عنوان یک مفهوم در تاریخ سبک‌ها از طرف دیگر، همیشه ستیز و اختلاف دایمی به وجود می‌آورد که آثار آن نیز امروزه وجود دارد. آیا بتهون کلاسیک است یا رمانتیک او نسبت به این که چه مفهومی به کلمات داده شوند می‌تواند هر دوی آنها باشد.

تاریخ نویسان قرن نوزدهم، کلمه کلاسیک را در آلمان به سبک دوره‌ای که با نسل کوانتس و هانس و بعداً پسران باخ و معاصرین آنها شروع شد، اطلاق می‌کنند و در ایتالیا به سبک موسیقی دمینیکو اسکارلاتی و معاصرینش. اواخر این دوره را به طور واضح نمی‌توان معین کرد، زیرا جدال بین کلاسیک رمانتیک تا قرن نوزدهم و حتی قرن بیستم (با جریان نئوکلاسیسم) ادامه داشت. این که چه وقت و در کجا کلمه کلاسیک وارد فرهنگ موسیقی شد نیز به طور کامل روشن نیست. تعریف کلاسیک در ادبیات تا حدی بغرنج و گنگ است ولی این تعریف در موسیقی پیچیده تر می‌شود. (تاریخ موسیقی، تالیف لوست مارتیروسیان، ترجمه سیروس کرباسی)..

شاید یکی از قدمهایی که به سوی موسیقی کلاسیک برداشته شد آزاد شدن اثر موسیقی از قدی و بند تقلید‌ها، بیان، معرفی، در خدمت بودن حتی سرگرمی‌های اجباری بود و نتیجتاً خود اصل موسیقی مد نظر قرار گرفت. پس برای اولین بار در موسیقی این فکر و ایده ظهور کرد که موسیقی در حقیقت همانند دیگر هنرها مقصود و هدفی ندارد، بلکه صرفاً به خاطر خودش وجود دارد - در واقع موسیقی به خاطر خود هنر موسیقی - به عبارت دیگر، در دوره کلاسیک با ایده هنر به خاطر هنر برخورده می‌شد. که از آن زمان تا کنون هم چنان همراه موسیقی جریان دارد.

در کلاسیک هر چیز خارق العاده و افراطی کنار گذاشته شد و بیان موسیقایی بیشتر با تاکید بر کمال، تمامیت و اعتبار جهانی با استفاده از عوامل ساده و قابل فهم تثبیت شد. پروفسور شایت از باخ به خاطر تصنعی بودن و پیچیدگی آثارش که زیبایی طبیعی ملودی را مبهم می‌کند انتقاد کرد.

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

دوشنبه 31 تیر1387  توسط سینا و سیاوش  |

 

 



سلام.من سینا هستم و با یاری برادرم سیاوش سعی در آشنائی بیشتر شما با فرهنگ داریم.امید وار هستیم که با نظرات زیبای خود ما را در این هدف یاری فرمایید.
متشکریم.
سینا و سیاوش...

abbassisiavash@yahoo.com

 

 

جنگ جهانی .قسمت 1
سعدی جاودان است...
لئو تولستوی
ویکتور هوگو و شکسپیر .دو رمان نویس معروف...
گیتار و سبک های مختلف اّن ...همراه نوازنده های معروف اّن
سینما
دانشمندان و فلسفه دانان معروف جهان
موسیقی ایرانی.
فرهنگ ایرانی و زبان فارسی
نگاهی به موسیقی کلاسیک

 

مرداد 1388
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387

 

 

هنر و موسیقی
گالری عکس
روناک عزیز
رامونا عزیز
امیر عزیز
wikipedia
لاله عزیز
ایران باستان
دو تا مهربون
شکست خوردگان عشق
کلبه ی جنگلی من و تو
art
picture of art
مینا
کویر یخ
ღWelcome loOovelyღ
شیما
عشق پرواز
زندگی در خاطرات
lonely girl
زندگی من

 

گالری عکس

 

RSS 2.0





Powered by WebGozar

 
Google: Yahoo: MSN:
Click Here To Navigate